الشيخ رسول جعفريان وديگران

383

نقد و بررسى منابع سيره نبوى (فارسى)

بايد توجه داشت ، در حالى كه آثار عروه و زهرى از ميان رفته ، كتاب موسى بن عقبه طى قرون متوالى برجاى مانده است . ذهبى تصريح كرده است كه مغازى موسى بن عقبه را نزد ابو نصر فارسى خوانده است . « 1 » ذهبى از شيوخ ابن كثير است و شگفت نيست كه كتاب موسى را بر وى خوانده و از طريق او نقل كرده باشد . به هر روى ، وجود كتاب او تا دورهء ذهبى ، تأكيدى است بر اين كه ابن كثير به طور مستقيم از آن بهره برده است . به همين دليل است كه ابن كثير اشارات فراوان و صريحى به آن دارد و از آن به عنوان منبعى اساسى براى بخش سيرهء تاريخ خود استفاده كرده است . اما ابو عبد الله محمد بن عمر واقدى ( 130 - 207 ه . ) فردى است عالم به سيره و مغازى و فتوح و اختلاف نظر علما در حديث . وى از پيشگامان دانش طبقات است و در حالى كه برخى از محدثان نقاد ، او را تضعيف كرده‌اند ، مورخان او را در دانش تاريخ توثيق كرده و بر او اعتماد دارند ؛ چرا كه در تبيين تاريخ حوادث و مغازى و ضبط آنها و نيز تبيين نامها ، بر پيشينيان خود امتياز فراوان دارد . ابن كثير در اول بحث از سرايا ، به اين مطلب اشاره كرده مىنويسد : « واقدى افزوده‌هاى جالب توجهى ، همراه با تعيين تاريخ دقيق حوادث دارد . او از امامان بزرگ اين دانش بوده و فى حد نفسه فردى صدوق است كه زياد از ديگران - كه ممكن است برخى از آنها ضعيف باشند - نقل مىكند . ما شرح حال مفصل و اخبار جرح و تعديل وى را در كتاب التكميل « 2 » آورده‌ايم . ابن كثير در بخش بزرگى از كتاب خود ، بر واقدى تكيه كرده است . وى برخى از نقلهاى وى را در حوادث دوران جاهلى آورده و سپس در بخش سيره ، به ويژه مغازى ، در حوادث و غزوات ، و تعيين تاريخ حوادث ، فراوان از وى نقل كرده و آنها را در كنار عبارات ابن اسحاق آورده است . اخبارى هم در تاريخ وفات رسول خدا ( ص ) و شرح احوال زنان و فرزندان و بندگان و كنيزان و خادمان و كاتبان و نيز شمايل و دلايل نبوت آن حضرت از واقدى نقل كرده است . پس از آن ، در اخبار خلافت ابو بكر و رده ، جز در چهار مورد ، يادى از واقدى نشده است . اين در حالى است كه واقدى كتابهايى دربارهء بيعت ابو بكر و سقيفه و زندگى ابو بكر و اخبار ردّه داشته است . « 3 »

--> ( 1 ) . ذهبى ، تذكرة الحفاظ ، ج 1 ، ص 140 . ( 2 ) . التكميل فى معرفة الثقات و الضعفاء و المجاهيل ، اين كتاب مختصر تهذيب الكمال مزى با افزوده‌هايى از ميزان الاعتدال ذهبى است كه تاكنون به چاپ نرسيده است . ( 3 ) . الفهرست ، ص 144 .